السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

714

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

خود را از وى دريغ داشتند ، خديجه ( س ) ناراحت و نگران درد مىكشيد و فقط از درگاه پروردگار تقاضاى كمك مىنمود ، ناگهان درب حجره خديجه گشوده شد و چهار زن نورانى و سپيد روى پاى به درون نهادند و گفتند : ( اى خديجه مترس و اندوهى به خود راه مده ، ما به مدد تو آمده‌ايم ، من ساره همسر ابراهيم هستم و اين آسيه همسر فرعون است و اين يك مريم دختر عمران است و اين هم كلثوم خواهر موسى است ) پس خديجه آرامش يافت و با كمك آن چهار زن بهشتى فاطمه ( س ) به دنيا آمد و جهان از نور وجودش روشنى گرفت ، بلافاصله پس از وضع حمل ، نوزاد كوچك سر به سجده نهاد و فرمود : ( گواهى مىدهم كه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست و پدرم رسول خدا سرور پيامبران و همسرم سرور اوصياء است و پسرانم سرور همه پيامبرزادگانند ) . دوران كودكى فاطمه ( س ) : فاطمه ( س ) در شرايطى به دنيا آمد كه دعوت آشكار پيامبر ( ص ) آغاز شده بود و مشركان قريش از هيچ آزار و اذيّت و زخم زبانى در بارهء وى كوتاهى نمىكردند ، چون قبلا هر سه پسر پيامبر از دنيا رفته بودند ، اكنون با ولادت چهارمين دختر ، مشركان لب به طعنه گشوده و پيامبر ( ص ) را ابتر يعنى بدون دنباله و بىوارث مىناميدند ، چون همانطور كه گفتيم اعراب براى فرزند دختر هيچ اجر و قربى قائل نبودند و افتخارشان به تعداد پسرانشان بود ، بعد از اين سخنان كنايه آميز بود كه جبرئيل بر رسول خدا ( ص ) نازل شد و سورهء كوثر را بر آن حضرت عرضه داشت ( بنام خداوند بخشندهء مهربان ، اى محمّد به درستى كه ما به تو خير فراوانى ارزانى داشتيم ، پس به شكرانه آن نماز بگزار و قربانى كن ، به تحقيق كه دشمن تو ابتر و بدون دنباله است ) . از همان آغاز تولّد ، پيامبر ( ص ) علاقه و دلبستگى زيادى به اين دختر نازنين داشت و همواره او را مىبوسيد و مىبوييد و مىفرمود : من از فاطمه بوى بهشت را استشمام مىكنم ، سالهاى كودكى فاطمه ( س ) با واقعهء شعب ابى طالب و محاصرهء اقتصادى مسلمانان تؤام بود ، فاطمه ( س ) در كنار ساير كودكان و بزرگسالان از فشار گرسنگى و ضعف به خود مىپيچيد ، در حالى كه مشركان گرگ صفت پيرامون درّه ابى طالب مراقب بودند كه مبادا كسى براى مسلمانان آذوقه بياورد ، در اين دوران